|
|
|
|
|
======================================
استکان کوچکی چای سنگین زیر سیگاری پر خودکار بیک کاغذی پر از گدازه ی شعر میزی پر از کتاب و کاغذ و پوشه و تو با موج نقره ای مویت رنگ مهربان چشمت و صدا... صدا تنها صدا ی گرفته گرفته شد از تو و مرگ به هیات اسبی سیاه با یال شعله ور به سوی سرزمین ناشناخته برد تو را و چه تند که تنت جا ماند سرد و کفن پیچ در محوطه ی تالار وحدت که هرچه گریه کردم سری تکان ندادی
کجا؟ کجامی روی برشانه های عزا کجا می روی بر موج های صدا سنج و طبل و شیون
و من به جستجوی تو چشم می دوانم جای نرگسی که دستم نیست "هیچ چیز قدر یک دسته نرگس شادم نمی کند " /توگفته بودی/
نرگس زاری می رویانم دربستر شعر که هر صبح به سوی تو چشم بگردانند نرگس زاری می رویانم سرگردان در بستر شعر ...
(آذر ۱۳۸۴ مشایعت منوچهر آتشی/تالار وحدت) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 11:13 توسط ساغر شفیعی
|
|
||