خبری درز نکند از در
گفتم آرام بگیرم
در چاردیوار محکم خانه
پشت پنجره ای چشم و گوش بسته
که جز گل و مرغ
نقش دیگری بر پرده ی نمایشش نیست
جیرجیر در اما
موش می دواند در اعتقادات خانه ی من
در دهن لق
که یاوه های باد را
با آب وتاب تکرار می کند
برگرد باد هرجایی
به همان جهنم دره ای که آمده ای
می خواهم با پنجره ی خودم تنها باشم
پنجره ی دلسوز
پرده پوش خبرهای ناگوار
خبرنگارخوش بین خودم
که زخم های ناسور را
سانسور می کند
وهرروز
نامه های فدایت شوم مرا
به دست آسمان می رساند
دهنت را ببند و راحتم بگذار
که از پنجره ی بی خبرم
آفتاب بگیرم
-------------------------------------------------------------
شعری که خواندید از مجموعه ی جدیدم است که قرار است در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه شود.
نام مجموعه: من هم از شاعران دهه ی چهل هستم
ناشر:آینه جنوب
همچنین مجموعه شعردیگرم "حالا نام دیگری دارم" توسط همین ناشر به چاپ دوم رسیده است
امیدوارم در نمایشگاه ببینمتان
(راهرو۲۹-غرفه ی۳۴ -انتشارات داستانسراـ آینه جنوب)