یک عاشقانه -اگربگذارند-
توباشی
تمام خرده ریزهای خانه شعرند
مثلا همین سینی کوچک بادوچای وچند دانه کشمش . . .
چه بخارخوشایندی برکلمات می نشیند
برهمین حرف های ساده ی دستت دردنکند..یا.. دیگر چه خبر
و خبرها اگرتلویزیون خاموش باشد
شکوفه ی نهال باغچه ست
یاگل های سرخابی شکفته درگلدان
روشنش نکن!
نگذارغبارقتل و انتحار
یاسیل یا آوار
برخرده ریزدلخوشی هایم بنشیند
باحوصله ی تو اما سکوت دیری نمی پاید
و تلویزیون ازفلسطین تااسراییل سنگ می پراند
از رئال مادرید تا منچستر توپ شلیک می کند
و کودکی هندی قلبش می ایستدوقتی موردتجاوزقرارمی گیرد
دیگر از ایران نگو
حالم گرفته ست
و این چای زهرماری
بادوسه دانه کشمش چطور شیرین شود؟
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:4 توسط ساغر شفیعی
|