کمی سنگین تر اگربودم
بادنمی توانست مراببرد
به هرطرف که دلش می خواست
می خواهم به راست نگاه کنم
اوبه چپ می وزد
می خواهم بخوابم نمی گذارد
می خواهم تکانی بخورم
اوخوابش گرفته است
می خواهم حرف بزنم
کاملاجدی
عصبانی
یاغمگین
اما باد بندری می زند
و من
بایدبرقصم
+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی ۱۳۹۰ ساعت 21:16 توسط ساغر شفیعی
|