برای سیمامهجور/مادرم
بگذار آفتاب راپهن کنم زیر پاهایت
تا پشت برپشتی
پا دراز کنی
وچای
در استکان کمرباریک
به دهانت مزه کند
پس آن توت تناور راهم
ازخانه ی پدری ات بیاورم
تا چتر آواز گنجشک ها روی سرت
خاطرات دخترانه تاب ببندد به شاخه هاش
چشم ببندی برخانه ی متروک پدربزرگ
و ببینی که قیمتی ترین میراث
خاطره ی شیرین تاب است و
توت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱ ساعت 0:24 توسط ساغر شفیعی
|